تبليغاتX
رویش
رویش
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

فدايت شوم

 

وقتي تو

 

از من راضي هستي

 

ديگر ، چه آرزويي كنم .

 

 ( معرفی روستای گیلده )

ارسال در تاريخ 87/04/30 توسط سعید رحیم زاده

اندام تو

تلاطم موج بود

تا دريايي آغوشت

كه از نردبان آرزو هايم

بر آن سقوط كردم

          در ميخانه  قلبم  

          تسليم  زني شدم   

          كه از جام هاي او

اندام عريانم  سيراب مي شد  . . .

من عريان

ميزبان بلور ماه شدم

كه درجامه اي به رنگ مهتاب

با سروده هاي سرشار از بلوغم

درريشه هاي معني رشد ، سبزمي شد . . .
ارسال در تاريخ 87/04/30 توسط سعید رحیم زاده

رويا ها

آرزو ها

در زاويه باد

كوچ كردند

تا لحظه هاي طلايي  

حقيقت ِ بودنت  را

در هم آغوشي تسليم شود

دلم نفسي تازه كرد

                    وقتي

طعم آغوشت

بر كامم نشست

لبها ، در بوسه ها چادر زدند

پرنده هاي فكر

واژه هاي خسته را خوابا نيدند

و ثانيه هاي حس لمس

وزن دوست داشتن را سنجيدند

تنها دريچه قلب بود

كه ديوارهاي سكوت را مي شكست

درشبِ  تسليم  گيلده

خاطره ايي ديگر فرود آمد .  .  .

ارسال در تاريخ 87/04/29 توسط سعید رحیم زاده

 

كنار تو ،

همه چيز را

از باور زمان پاك كردم

هجوم خاطره

تحميل كلمه

بغض حنجره

سكوت شب

ذهن خواب

زبان تصوير

حتي ، چشمان شفاف اشك

و توانستم

لمس لزج تنهايي را

از دستهايم پاك كنم

سرشار از بلوغ نجيب مهتاب

واژه ، به واژه . . .

پرواز كردم

از ميان شبي كه تبخير مي شد

تا فرداي در راه

تا مرز

                   تو . . . 

ارسال در تاريخ 87/04/27 توسط سعید رحیم زاده

صدايم كن

تا نبض عالم

وجود ترا در قلبم بتپد

صدايم كن

تا فانوس خورشيد   

سوختن را در سياهي چشمانم تجربه كند

بگو . . .

          بگو  

تا يك بار ديگر

رو يا هايم را 

در سر انگشتان كلام  

           بكارم

صداي تو

غرور شاخه هاي سرو را به خاطرم مي آورد

ميخواهم

تمام ياسها

به زير پاي تو 

عطر زندگي را ببخشند 

و خستگي هايت 

در رطوبت چشمانم

                             گم  شود

صدايم كن  

تا نيلوفرانه

ترا در آغازكلام

به شاخه هاي آرزو هايم پيوند دهم

و در قلبم

آرزو هايت را

          دوباره بكارم  .  .  . 

ارسال در تاريخ 87/04/26 توسط سعید رحیم زاده

يا رب ! تو گناه اين امم را بخشي ؟

هم سرور و هم خيل و خدم را بخشي ؟

از بهر همين گناه بسيار كنند !

آري !  تو خدا ! خداي را هم بخشي ؟

      * * *

اي ماه دل آرام  ،  سلام

از فتنه روزگار و ايام ، سلام

چون صبح رسد نيك ، درود

اي خسته به شب رسيده ،  جانانه سلام

      * * *

بر ديدنم اي دلبر شايسته ، بيا

از هجر تو ام شكسته و خسته ، بيا

نزديك شدست مردنم بي تو ، بيا

روح از بدنم رمد ، تو آهسته بيا 

ارسال در تاريخ 87/04/17 توسط سعید رحیم زاده

بدون شک بداهه نوازی تارو پیانو ی استاد امیر حسین سام دلنوازترین و روح بخش ترین موسیقی ایرانی است که در معاصر نواخته شده است . و در این وبلاگ شما همیشه شنونده این موسیقی بوده ایید . سایت شخصیی استاد امیر حسین سام تعداد دیگری از نواخته های این استاد را دارد که شما میتوانید             

 اینجا بشنوید  

ارسال در تاريخ 87/04/14 توسط سعید رحیم زاده

اينك كه وقاحت تقدير

پاكي آسمان را متهم مي كند

روح مرا بي تاب كن

تا در سطر خاموشي 

چراغ سر بلند صميميت را

با صبر 

          براي لبخند مجدد تو

به ديوار بيا ويزم .

          به سخاوت عشق

          به اقتدار شانه هايم

          يك سبد آفتاب

          براي تو

          كه از همه مهربانتري . . .

ارسال در تاريخ 87/04/10 توسط سعید رحیم زاده

                         وه !

چه لــــذتي است

وقتي كه

زبانم

حريق وار

جنون ِ جاري ِ شهوت  را

حريصانـــه

دراندامهاي مياني‌ات

مي كاود .

ارسال در تاريخ 87/04/08 توسط سعید رحیم زاده

 

ترا ندارم

 

        اما

 

ازد ست دادنت

 

ديوانه ام ميكند .

ارسال در تاريخ 87/04/07 توسط سعید رحیم زاده

 

يك روز

 

يك روز آفتابي

 

آسمان آبي قلبم را

 

به اولين پرنده شادي خواهم بخشيد

 

كه از شهر تو

 

براي دگر باره بگذرد

ارسال در تاريخ 87/04/03 توسط سعید رحیم زاده
قالب وبلاگ