تبليغاتX
رویش
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

براي خواهرم امانا . . . عزيزي كه محبت و پاكي روحش سرشار از خداست

چون خورشيد

عشق مغرور من

بر فراز !

با آتشي كه شعله ور

شعله بزن به روح من

مثل بهار

به جان من جوانه زن

به زير پاي خسته ام

چنين كه سر نهاده ام

خدا . . .

خدا شكوفه زن

شكست بغض از اين دلم

خدا ، خدا . . . .

به قطره قطره اشك من

كشيد خط به گونه ام

از اين ديار از اين تنم

خدا ، مرا صدا بزن

مرا ببر به عرشها

ديار پا ك مردها

ملوك جاودان نور

بسوزد اين دلم به عشق

كه سوزد هر گناه من

خداي من ، خداي من

خداي مهربان من

سعید ( اشعیا ) بیست پنجم خرداد ۸۵

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 16 | لینک  | 

در اقاليم عبور

گذري كن قلبها

لحظه ها را ديدار

ياري كن دستها

خنده هايي آشكار

به نفس ناي لطيف سايه ها

لاي لاي خوشت ارزاني باد

دستها باز به آغوش زمان

روح آبي دريا

رگ سيما و زلال آسمان

همچو خورشيد نثار

پَر شو به بال باد

رو كن به اوجها

در عشق و زندگي

ديگر نه شب نه روز

اين گونه در وجود

قلبت به شور و شوق

جوياي زندگيست

وقتي به اتحاد

دنياي بهتريست

اين گونه نازنين

تنها چه ميكني ؟

سعيد رحيم زاده 12 خرداد 85 ( اشعيا )

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 19 | لینک  | 

نازنينم

من و تو

راهها بگشوديم

دست در دست به عشق

وسعتي پيموديم

رگ هر ريشه كشيديم آفتاب

آفتابي به دل و ديده هم افزوديم

بدرخشم افروز

نازنينم

چشمهايم

اما

گاه دل كندن و رفتن بي تو

سفري را نگران خواهد بود

اشكهايم

پشت هر پنجره با خيره نگاه

چون ستاره به شبم خواهي بود

عابري را به سلام

به سلامت ،

ياد بر خاطر تو خواهم بود

هر گذر گاه كه ره پيمودي

ديده بر ديده من هم بگشاي

گاه گاهي به سر سفره دل با وجدان

روزي از سفره عشق و دل من هم بگشاي

نازنينم

تنها

من و تو مي مانيم

انتهاي ره اين بي پايان

سعيد رحيم زاده دهم خرداد 85 ( اشعيا )

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 18 | لینک  | 

دستي !

           مي فهمد ،

قلم در تناوب حماسه و درد

شعور مردي را ميكاود

انگاه كه انديشه چون موج

احساس را نثار انگشتانش كرده است

                                  مي نويسد .

و در اين دريا رهايش ميكند

ميگذارد تا اين حرفها ته آب برود

كسي آن پايين نشسته و مي خواند

ذلال تر از انديشه شب

                             روشن تر از شادي روز

مقدار ادمي تنها همين ميزان است .

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 14 | لینک  |